محمد مهدى ملايرى

415

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گردد و مسايل به هم پيچيده و دقيق را از هم بازگشايد و هريك را جداگانه بررسى كند . هيچ چيز زيانمندتر از اين نيست كه در موضوعى بدين‌دقت با بىدقتى رفتار شود . يكى از مسايلى كه معمولا در محدودهء اين موضوع كلى يعنى رابطهء زبان فارسى و عربى قرار مىگيرد همانطور كه ذكر شد مسألهء تدريس زبان عربى در مدارس ايران است . در اين‌كه آيا تدريس عربى لازم و سودمند است يا نيست و اگر سودمند باشد آيا فايده‌اى كه از آن انتظار مىرود متناسب با وقت و خرجى كه صرف آن مىشود هست يا خير ، خيلى ساده و آسان اظهارنظر مىشود ، آن هم به‌طور كلى و عمومى ، ولى اگر اين مسأله را با دقت بررسى كنيم مىبينيم كه زبان عربى در ايران براى هدفهاى متعدد و مختلفى تدريس مىشود كه هريك را مقتضياتى است جداگانه كه بر ديگرى تطبيق نمىكند ، و با اين ترتيب يك اظهار نظر كلى و عمومى در اين مسأله صحيح نيست ، بلكه بايد هرمورد خاص را به طور مستقل و در محدودهء هدفى كه براى آن تعيى شده بررسى كرد و سپس دربارهء آن اظهارنظر نمود . زبان عربى در ايران براى يكى از اين چهار هدف تدريس مىشود : يكى به عنوان زبان دينى و به منظور تخصص در مسايل اسلامى . زبان عربى از آن جهت به اين عنوان تدريس مىشود كه نه تنها قرآن كريم به زبان عربى است ، بلكه همهء اصول مدون و منابع اصلى استنباط احكام شرع و مهم‌ترين منابع و مآخذى كه در هريك از رشته‌هاى علوم اسلامى تأليف و تدوين شده به زبان عربى است ، و كسانى كه بخواهند در مسايل اسلامى به آن درجه از علم و معرفت برسند كه بتوانند براى استنباط احكام به مآخذ اصلى مراجعه كنند ناچار بايد اين زبان را كه كليد اصلى اين علوم است بياموزند ، البته با اين قيد كه تحصيل علم و معرفت تا حد قدرت بر استنباط احكام كه به اصطلاح قرآن « تفقّه در دين » و به اصطلاح متعارف " اجتهاد " خوانده مىشود واجب كفايى است نه عينى . يعنى اين وظيفه را گروه خاصى عهده‌دار مىگردد و تحصيل مقدمات آن هم كه يكى